خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

ادامه مسئله ارث و ديه(1)
در اسلام اگر در مواردي ارث و ديه زن كمتر از مرد مي‏باشد، اين مسأله مبتني بر مصالحي در نظام خانوادگي و روابط زن و مرد مي‏باشد و در مقابل نه تنها به نيكوترين وجهي جبران شده است، بلكه اساسا حقوق زن در چنين نظامي بسيار بيش از مرد و فراتر از چيزي است كه در «فمنيسم» غربي وجود دارد. توضيح اين كه:
الف) اسلام در شرايطي به زن حق ارث بردن داد كه به كلي زن از اين حق محروم بود و نه تنها از مرد ارث نمي‏برد، بلكه خود همچون كالايي به ارث برده مي‏شد.
ب ) اسلام به زن استقلال اقتصادي داد و او را در تصرف دارايي خود استقلال بخشيد.
ج ) علاوه بر استقلال اقتصادي، اسلام در هيچ شرايطي زن را موظف به تأمين نيازمندي‏هاي خود و خانواده قرار نداده است. بنابراين دارايي‏هاي خود را در هر راه مشروعي مي‏تواند صرف كند و در عين حال براي رفع نيازمندي‏هاي خود تأمين جداگانه دارد؛ يعني، نفقه او در هر حال بر عهده مرد است و اگر خودش نيز درآمد اقتصادي داشته باشد مالك شخصي آن درآمدها است و موظف نيست كه آنها را در جهت نيازمندي‏هاي خانواده و يا حتي نيازمندي‏هاي خود صرف كند، ليكن مرد در هر حال موظف است كه نيازهاي زن را تأمين نمايد، بنابراين شرايط جديد زندگي با احكام اسلام هيچ تعارضي ندارد.
ه ) اسلام دو حق اقتصادي براي زن بر عهده مرد قرار داده است:
1- مهريه؛ كه افزون بر اصل مهريه، حق تعيين ميزان آن نيز به دست خود زن مي‏باشد.
2- نفقه؛ نفقه و تأمين مالي نيازمندي‏هاي زن در زندگي نيز بر عهده مرد است.
اما در كشورهاي غربي و داراي نگرش فمينيستي كه در تبليغات پرهياهوي جهاني خود را بزرگترين حاميان حقوق زن قلمداد مي‏كنند، چه مي‏گذرد؟ در آنجا:
اولاً؛ چيزي به نام حق نفقه وجود ندارد و زن نيز مجبور است براي تأمين معاش خود به تلاش و فعاليت بپردازد. در حالي كه در حقوق اسلامي زن اگر كاري هم بكند، درآمد بالايي نيز كسب كند دارايي‏اش براي خودش محفوظ است و تأمين نيازمندي‏هاي او بر عهده مرد است.
ثانيا؛ در جهان غرب شخص مي‏تواند با وصيت خود، شخص واحدي را وارث تمام دارايي خود بگرداند و اندكي از آن را به زن ندهد.
شگفت اينجا است كه در موارد متعددي ديده شده است كه ثروتمندان بزرگي تمام دارايي خود را طبق وصيت براي گربه يا سگ خود به ارث نهاده‏اند و تمام اعضاي خانواده را از آن محروم ساخته‏اند! در حالي كه در حقوق اسلامي ماترك ميت براساس حكم معين الهي تقسيم و توزيع مي‏شود و كسي نمي‏تواند زن و فرزند را از حقوق خود محروم سازد. بنابراين اگر مشاهده مي‏شود كه در مواردي در حقوق اسلامي ديه و يا ميراث زن نصف مرد مي‏باشد ازاين‏رو است كه مرد بايد دارايي خود را براي زن به مصرف برساند، در حالي كه چنين وظيفه‏اي براي زن مقرر نشده است. علامه طباطبايي در تفسير گرانسنگ «الميزان» مي‏نويسد: «نتيجه اين گونه تقسيم ارث بين مرد و زن آن است كه در مرحله «تملك»، مرد دو برابر زن، مالك مي‏شود. ولي در مرحله «مصرف»، هميشه زن دو برابر مرد بهره مي‏برد. زيرا زن، سهم و دارايي خود را براي خود نگه مي‏دارد ولي مرد بايد نفقه زن را نيز بپردازد و در واقع نيمي از دارايي خود را صرف زن مي‏كند»، (الميزان في تفسير القرآن، ج 4، ص 215).
براي آگاهي بيشتر :
1- نظام حقوق زن در اسلام    شهيد مطهري
2- زن در آيينه جمال و جلال    آيت‏اللّه‏جوادي آملي
3- قرآن و مقام زن    سيد علي كمالي
4- بررسي ميراث زوجه در حقوق اسلام و ايران    حسين مهرپور
5- قوانين فقه اسلامي، ج 1    دكتر صبحي محمصاني، ترجمه: جمال‏الدين جمالي محلاتي
6- روشنفكر و روشنفكرنما    داود الهامي
7- زن از ديدگاه اسلام    رباني خلخالي
8- درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام    محمد رضا زيبايي‏نژاد – محمد تقي سبحاني
9- يكنواختي حقوق زن و مرد (فمينيسم، فراز يا فرود) سيد ابراهيم حسيني، مجله پرسمان سال 2، شماره 4 (دي ماه 81)

ارسال به: Balatarin : Donbaleh : Mohandes : Cloob : oyax : Del.icio.us : Stumble : Friendfeed : Twitthis : Facebook : Addthis to other

بررسي جامع و همه جانبه اين مسأله در خور تحقيقي عميق و گسترده است، ليكن در اينجا چند نكته به اختصار يادآور مي‏شود:
الف) در نظام حقوقي اسلام بيش از هر مكتب ديگري تساوي حقوق زن و مرد رعايت گرديده است. در آغاز بايد فرق بين تساوي و تشابه را به خوبي دريافت. بي‌‏توجهي به اين مسأله موجب خلط و مغالطه بسياري مي‏شود. تشابه به معناي همانندي و همشكلي روبناهاي حقوقي است. اين همان جرياني است كه فمنيسم(Feminism) غربي در دام آن گرفتار آمد و پنداشت كه تبعيض‌‏زدايي در روابط زن و مرد در گرو وضع حقوق كاملاً مشابه است. در حالي كه اين رويكرد نه سودي براي مرد در پي داشت و نه براي زن؛ بلكه روند انهدام بنيان خانواده را سرعت بخشيد و برآيندهاي ناگواري براي جامعه بشري در پي آورد.
تساوي به معناي برابري است، نه يكنواختي. در تساوي شرايط گوناگون، تفاوت‏هاي طبيعي، وظايف و جوانب مختلف ملاحظه مي‏شود و چه بسا احكام نامشابهي وضع مي‏گردد، بدون آن كه بر كسي ستمي روا شود. ولي در تشابه همه اين امور ناديده انگاشته شده و فقط به يكنواختي روبناهاي حقوقي بسنده مي‏شود. بنابراين بايد توجه داشت كه هرگونه عدم تشابه قواعد حقوقي به منزله نفي تساوي نيست و هر نوع تشابه و يكنواختي به منزله رعايت تساوي نمي‏باشد.
ب ) تفاوتهاي حقوقي به معناي تفاوت در ارزش‏ها و كمالات انساني نيست و اسلام بر برابري زن و مرد در كرامت‏هاي انساني تأكيد فراوان دارد.
ج ) مسأله ارث و ديه زن در نظام حقوقي اسلام جزئي از كل است و نگاه به آن به صورت گسسته و بي‏ارتباط با ديگر اجزاي اين مجموعه راهزن انديشه و موجب برداشت‏هاي ناصواب مي‏شود، بنابراين نمي‏توان اين احكام را جدا از مجموعه نظام خانواده در اسلام مورد توجه قرار داد.
توضيح: توجه به عوامل ذيل در فهم بهتر مسأله مؤثر است:
1- قانون براي نوع افراد وضع مي شود نه براي اشخاص و موارد استثنايي، لذا بايد مصلحت نوعيه ملاك قانونگذاري و تعيين حق و تكليف باشد.
2- بين حق و تكليف يك نوع تلازم و توازني وجود دارد، وقتي در اسلام نفقه را بر عهده مرد گذاشته است، بايد يك منبع درآمدي براي او تعريف و تعيين شود و هرگاه اين مرجع پرداخت نفقه حذف شود به يك نحو جايگزين در نظر گرفته شود.
شايد گفته شود در همه جوامع، امور اقتصادي و مرجع امرار معاش، مرد نيست، زنان نيز كارمند يا كارگر هستند و زندگي را اداره مي كنند، پس در اين صورت هرگاه زني كشته شود بايد براي عائله اي را كه ايشان تكفل و سرپرستي مي كردند، حقي به نام ديه برابر ديه مردان منظور شود ولو آن كه شارع مقدس اين مسأله را به شكل يك شرط يا استثناء در حكم بيان كند به اين كه هرگاه زني كه كشته شده است مسؤول امرار معاش خانواده باشد، ديه او برابر با ديه مرد است.
پاسخ آن است كه:
اولا، يكي از حكمت هاي تفاوت در ديه بحث نفقه و تأمين مخارج زندگي است .
ثانيا، در همين مورد نيز گرچه همسر خانواده (زن) به هر دليلي مثل مرگ شوهرش يا ناتواني و… مرجع امرار معاش باشد ولي از جهت شرعي و قانوني به عنوان يك وظيفه و مسؤوليت و تكليف بر عهده او نيست، لذا تكليفي بر او تحميل نشده است تا حقي براي او وضع شود.
د ) ديه و ارث زن در همه موارد كمتر از مرد نيست، بلكه در مواردي كاملاً يكسان و در مواردي ارث زن بيش از مرد است، از جمله:
1- ديه زن در كمتر از ثلث با مرد برابر است.
2- ميراث پدر و مادر يا بستگان مادري، بين زن و مرد يكسان است. هم‏چنين در كلاله امي طرف مادري برطرف پدري مقدم مي‏شود و اگر زن نسبت به ميت نزديكتر از مرد باشد، چيزي به مرد نمي‏رسد.
3- اگر در مواردي ارث و ديه زن كمتر از مرد مي‏باشد، اين مسأله مبتني بر مصالحي در نظام خانوادگي و روابط زن و مرد مي‏باشد و در مقابل نه تنها به نيكوترين وجهي جبران شده است، بلكه اساسا حقوق زن در چنين نظامي بسيار بيش از مرد و فراتر از چيزي است كه در «فمنيسم» غربي وجود دارد.

ادامه دارد…

در صورت تمايل‌‌ از آخرين مطالب مطلع شويد

ارسال به: Balatarin : Donbaleh : Mohandes : Cloob : oyax : Del.icio.us : Stumble : Friendfeed : Twitthis : Facebook : Addthis to other

زبان قران زبان عربي است و زبان عربي برخلاف زبان فارسي از دو نوع ضمير مذكرو مونث برخورداره عرب ها در اموري كه  مخصوص زنان باشه با واژگان مونث و در امور مخصوص مردان با واژگان مذكر بيان ميكنند بجز اين دو مورد در دو مورد ديگر يكي در اموري كه بين زنان و مردان مشتركه و ديگري در اموري كه جنسيت در مورد آنها اصلا مطرح نيست مثل خدا و فرشتگان از ضماير مذكر استفاده ميكنند طبيعي است كه هر كتابي بخواهد با اين زبان نوشته بشه گرچه كتاب الهي باشه بايد از قواعد اون زبان پيروي كنه و طبق ساختار اون باشه بنابراين قرآن هم به مقتضاي اينكه به زبان عربي نازل شده با همين گفتمان سخن ميگه همگام با زبان عربي در سه حالت از ضماير مذكر و در يك مورد از الفاظ مونث بهره ميگيره
با اين توضيح روشن ميشه كه قرآن براي خويش گفتمان ويژه مردانه يا زنانه ابداع نكرده تا در پي پاسخ به چرايي اون باشيم، بلكه زبان  قران زبان محاوره‌اي عربي است و قواعد و ادبيات ودستور زبان عربي در اون بكار رفته.

جالبه بدونيد در همين مورد قرآن به جهت خاصي كه اشاره ميشه برخلاف سيره متداول و محاورات عربي كه در امور مشترك بين زنان و مردان فقط به به آوردن ضمير مذكر بسنده ميشود در سوره احزاب آيه 35 از هر دو واژه مونث ومذكر آنهم بطور مكرر بهره گرفته :
همانا مردان مسلمان و زنان مسلمان، و مردان با ايمان و زنان با ايمان، و مردان مطيع خدا و زنان مطيع خدا، و مردان راستگو و زنان راستگو، و مردان شكيبا و زنان شكيبا، و مردان فروتن و زنان فروتن، و مردان انفاق‏گر و زنان انفاق‏گر، و مردان روزه دار و زنان روزه دار، و مردان پاكدامن و زنان پاكدامن، و مردانى كه خدا را بسيار ياد مى‏كنند و زنانى كه بسيار به ياد خدا هستند، خداوند براى (همه‏ى) آنان آمرزش و پاداشى گرانقدر وبزرگ آماده كرده است. احزاب آيه 35
مفسران در توضيح آيه مذكور نوشتند:
اسماء بنت عميس به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم عرض كرد: چرا فضايلي كه در قرآن بصورت جمع مذكر بيان شده در مورد زنان مطرح نيست كه به دنبالش آيه مذكور نازل شد و در مورد يكايك صفات و فضايل اخلاقي با تعهد و تاكيد به صورت دو جمع مذكر و  مونث بيان گرديد.

تفسير نمونه ج17 ص 308
ارسال به:
Balatarin : Donbaleh : Mohandes : Cloob : oyax : Del.icio.us : Stumble : Friendfeed : Twitthis : Facebook : Addthis to other

زن در قرون وسطا نه تنها نقش اجتماعي نداشت، بلكه خوار و ذليل و برده وار مي زيست و حتي او را عامل فساد و منفور خدا مي پنداشتند و اعتقادشان بر اين بود كه باعث بيرون راندن آدم از بهشت، زن بود.

در قرون وسطا از كشيشي پرسيدند: آيا مرد نامحرم مي تواند به خانه اي كه در آن زن هست، وارد شود؟ پاسخ گفت: هرگز؟ هرگز؟ و اگر در آن خانه مردي از محارم زن هم وجود داشته باشد و اين مرد نامحرم بر او وارد شود و زن را هم نبيند، باز گناه كرده است.(يعني اگر مرد نامحرمي به طبقه دوم منزلي وارد شود كه در طبقه اولش زني باشد، گناه نموده است. مثل اينكه وجود زن، عامل پخش گناه در فضا است). [فاطمه، فاطمه است، ص 59]

بسياري از عيسويان، زن را برزخ ميان انسان و حيوان مي دانستند و در اينكه داراي روح باشد، ترديد داشتند.
در سال 586 ميلادي، مجلس بزرگي براي حل اين مسئله كه آيا زن داراي روح است يا نه در اروپا بر پا شد. پس از بحث فراوان، سرانجام قبول كردند كه زن داخل در نوع آدم است. [اسلام چنان كه بود، ص 121]
سن توماس داكن مي گويد: خداوند اگر ببيند مردي به زني دل ببندد و عاشق او شود- حتي اگر آن زن، همسرش باشد- خشمگين مي شود، زيرا جز عشق خداوند نبايد در قلبش جاي بگيرد. به خواندن ادامه دهید »

مبتکرین و گویندگان این جمله منظوری داشتند، که البته در ابتدای کار زمینه برای اجرای آن آماده نبود و آن از میان برداشتند حجاب و کوبیدن ایات حجاب است، آنها با زبان و نوک قلم ها چادرها را پاره می کنند، و در اجتماع شایع می کنند که: هر چه کار ناروا و منافی عفت است از چادر هاست، آنهایی که چادر ندارند پاکتر از چادری ها هستند.

که البته باید گفت:پاکتر بودنشان و پاکی دل بی حجاب آنست که: سرو و صورت و سینه خود را به اجنبی نشان دهد، از صبح تا اخر شب در خیابانها پرسه می زند لحظه به لحظه در حال معصیت باشد و جوانان را بسوی حرزگی و فساد و انحرافات بکشاند.
بله که این پاکی دل را زنهای چادری ندارند. به خواندن ادامه دهید »

  شخصيت زن از ديدگاه پيامبر اکرم(ص)

پيامبر صلي اللَّه عليه و آله و سلم نسبت به زن احترام خاصي قايل بود و مرتباً درباره محبت و مهرباني و مداراي با آنها سفارش مي كرد و مكرر مي فرمود:

من از دنياي شما سه چيز را دوست مي دارم و آن سه چيز عبارت اند از: عطر، زن و نماز كه روشني چشم من است.(روش خوشبختي، ص 89)

 ناگفته پيدا است كه اين سخن پيامبر صلي اللَّه عليه و آله و سلم به خاطر شهوت و غريزه جنسي نبود به خواندن ادامه دهید »

با توجه به مضامين بيان شده در مورد پوشش خاص زنان بني اسرائيل، استفاده از چادر به عنوان پوشش سراسري كه همه اندام را مي پوشاند و نيز روبنده كه صورت توسط آن مستور ميگردد، محرز مي باشد؛ اگرچه در سيره عملي بانوان يهود گاهي استفاده از روبند معمول نبوده است.
دكتر مناخيم.م.برير (پرفسور ادبيات در دانشگاه يشيوا) در كتاب «زنان يهودي در ادبيات رباني» ميگويد:« همواره اين سنت براي زنان يهودي وجود داشته كه با يك پوشش سر با هر چيزي بيرون و در مجامع بروند، حتي اين كه همه صورت  را بپوشانند و تنها يك چشم را آزاد بگذارند».
يكي ديگر از علماء معاصر يهود در فلسطين اشغالي به نام «هاراو يعقوو يسرائل لوگاسي» در كتاب خود به نام « بت يعقوو» كه به زبان عبري نگاشته است، در بخش حجاب زنان به طور مفصل در باب كيفيت پوشش و حجاب زنان بحث كرده كه اهمّ آن از اين قرار است:
- لباس بايد به حدي گشاد و آزاد باشد تا اندام بدن به هيچ عنوان در آن برجسته نگردد و كمربند بسته نشود.
- آستين ها بايد تا مچ دست را بپوشانند. به خواندن ادامه دهید »

نوشته‌های قدیمی‌تر »